|
عربی 20 عربی دوره ی راهنمایی
| ||
|
معنی روی درس4عربی دوم راهنمایی الدرس الرابع : درس چهارم الحریق .... آتش سوزی خرجت الام من البیت . مادر ازخانه خارج شد . وطلبت من سلمان و سمیة قراءة درسهما . و از سلمان و سمیه خواست درسشان را بخوانند . قرأ سلمان درسه حول احتراق الکحول و الملح . سلمان درسش را درباره (پیرامون) آتش گرفتن الکل و نمک خواند . فقصد اختبار الدرس بمساعدة سمیه . پس تصمیم گرفت درس را با کمک سمیه آزمایش کند . سلمان سمیه اختبار الکحول الملح الکبریت الحریق سلمان / سمیه / آزمایش / الکل / نمک / کبریت / آتش سوزی عندما رجعت الام ، حزنت کثیرا . هنگامی که مادر بازگشت بسیار ناراحت شد... و بعد ساعة و بعد از یک ساعت وصل الاب أیضاً و نظر الی البیت المحروق ... پدر هم رسید و به خانه سوخته نگاه کرد .. فحزن کثیراً . پس بسیار ناراحت شد . ثمّ نظر الی سلمان و سمیه .... نظر الیهما .... فقط . سپس به سلمان و سمیه نگاه کرد ... به آن دو فقط نگاه کرد . (بچه ها این نگاه کردن ها بعضی وقت ها از صدتا حرف زشت بدتره . مگه نه؟ فی منتصف اللیل ... در نیمه شب .. سلمان نائم . سلمان خوابیده است . انتَ جاهل . انتَ غافل . تو نادانی . تو بی خبری . لماذا لعبتَ بالکبریت ؟ چرا با کبریت بازی کردی ؟ هل ندمتَ ؟ آیا پشیمان شدی ؟ لماذا غفلتَ ؟ هل انتَ نادم ؟ چرا غفلت کردی ؟ آیا پشیمان هستی ؟ و سمیة نائمة . و سمیه خوابیده است < انتِ غافلة . انتِ جاهلة . تو بی خبری . تو نادانی . لماذا لعبتِ بالکبریت ؟ چرا با کبریت بازی کردی ؟ هل ندمتّ ؟ آیا پشیمان شدی ؟ لماذا غفلتِ ؟ هل انتِ نادمة ؟ چرا غفلت کردی ؟ آیا تو پشیمانی ؟ لماذا انتِ مضطربة ؟ چرا تو سرگردان و پریشانی ؟ هل انتِ .... ؟ آیا تو ...... ؟ لماذا انتَ مضطرب ؟ چرا تو سرگردان و پریشانی ؟ هل انتَ .... ؟ آیا تو ... ؟ فتح الاب عینه و نظر الیهما بحسرة . پدر چشمش را باز کرد و با حسرت به آن دو نگاه کرد . فتحت الام عینها و نظرت الیهما بحسرة . مادر چشمش را باز کرد و با حسرت به آن دو نگاه کرد . ندم سلمان ..... ندمت سمیة ... سلمان پشیمان شد .... سمیة پشیمان شد .. ولکن و اما هل للندامة فائدة ؟ آیا پشیمانی فایده ای دارد ؟
[ پنجشنبه 30 آذر 1391 ] [ 11:40 ] [ arabi20 ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||