عربی 20
عربی دوره ی راهنمایی
نويسندگان

برای مشاهده به ادامه ی مطلب بروید


قواعد

هدف

جمله اسميه و مبتداء و خبر آن جمله

قانون

- جمله اي که با اسم شروع شود جمله اسميه نام دارد.

جمله اسميه در زبان عربي از ۲ قسمت اصلي تشکيل شده است:

۱ – مبتدا

۲ – خبر

 

ويژگي هاي مبتدا:

- مبتدا همواره مرفوع است يعني يکي از علامتهاي رفع ُ¾ ¾ُ را داراست.

- مبتدا مي تواند اسم خاص – داراي ال با تنوين – ضمير منفصل و اسم اشاره باشد.

 

خبر:

اسم مرفوع که معمولاً با تنوين است. مانند : امامُ – مفيدُ

(در ابتداي جمله) شرح مبتدا

مبتدا + خبر = جمله اسميه

اسم + اسم يا فعل يا حرف و اسم

 

معنی روی درس*آه...دخترکم*

آه ... بنیّتی : آه ... دخترکم

 

تمارین

 

تمرينهاي درس هفتم

1 - با توجه به متن درس در مقابل پاسخ صحيح علامت بگذاريد:

الف ) ماذا عَمِلَت مريم ؟

۱ – تَرَکَتْ المدرسه

۲ – ذهبت لمساعَدَة والدِها

ب ) کيف وَجَدَ الوالد بِنتَه ؟

۱ – في الثوم

۲ – مشغول بالعمل

ج) متي فهم الوالد سرَّ الاحذبة ؟

۱ – في المنتَصف الليل

۲ – في يوم قبل طلوع فجر

 

2- در جاهاي خاي کلمه اي بگذاريد (خبر) که جمله معنا دار درست شود.

 

مبتدا

خبر

الف) المعلمُ

......

ب ) الوالِدُ

......

ج) الْبَحْرُ

......

د) الْبيْتُ

......

ه) الله

......

 

3- در جاهاي خالي کلمات مناسب بگذاريد.

الف) .... علي کل شيء شهيدُ . ۱ – بعباده

ب) الحمدُلله رب ..... ۲ – العالمين

ج) والنجوم ... بأمرِه ۳ – والله

د) الله لطيف .... ۴ – مُسَخّرات

 

 

پاسخها:

 

درس 7

الف

ب

ج

د

ه

تمرين۱

2

1

2

2

2

تمرين2

حسنُ

نَهَضَ

جَميلُ

نظيفُ

معنا

تمرين3

3

2

4

1

 

 

لغات

 

کلمات جديد

أحذَية = ج حذا، کفش

باکر = صبح زود

تعبة = خسته، کوفته

تناول = خوردن، تناول کردن

حديث = سخن، صحبت

حذّاء = کفاش

شهور = ج شهرة: ماه

شهيد = گواه

صدقْ = راست گويي

صَنَعَ = ساخت

ضوء = چراغ

عشاء = شام

عصا = عصا، چوب دستي

فجر= صبحگاه، طلوع صبح

لطيف = دقيق

مسخرات = تسخير شده ها، رام شده ها

مضطَرّ = درمانده، مجبور

مَطلع = طلوع

نُعاس = چرت، خواب آلودگي

هُدوء = آرامش

 

 

فی البیت درخانه

هذا الرجل حذّاء ٌ . این مرد کفاش است .

هو یعملُ کثیرا ً . اوبسیار کار میکند .

الزوجة : انتَ تعملُ کثیراً ... الطبیب ُ منعَ العمل ..... المرضُ خطرٌ .

همسر: تو زیاد کار میکنی .... پزشک کارکردن را منع کرد .. مریضی خطرناک است .

الزوج : أنا اعلمُ .... ولکن ... الحیاة صعبة .... أنا مضطرّ .

همسر: من میدانم .... ولی .... زندگی سخت است .... من مجبورم ..

مریم سمعت هذه الکلمات .... مریم این سخنان را شنید .....

فخجلت ... پس خجالت کشید ...

ماذا اعملُ ؟ چکار کنم ؟

أترکُ الدرس و المدرسة... ؟ لا ... لا ...

درس و مدرسه را رها کنم ؟ ..... نه ... نه ...

ها .... وجدتُ ... افضل طریق .. آهان ... پیداکردم (یافتم ) ... بهترین راه ....

فی الیوم التالی در روز بعد

بعد التناول العشاء الجمیع ذهبوا للنوم .

بعد از خوردن شام همگی برای خواب رفتند .

اما مریم (خوب اینکه فارسی است . ترجمه نداره )

فنهضت بعد قلیل و ذهبت الی غرفة العمل و عملت حتی مطلع الفجر .

پس بعد از مدت کمی برخاست و به اتاق کار رفت و تا طلوع سپیده دم (فجر) کار کرد .

صباح الیوم التالی صبح روز بعد

... عجیب ... عجیب .... مَن صنعَ هذه الاحذیة ؟

عجیب است ... عجیب ... چه کسی این کفش ها را ساخت؟

الرجل فی حیرة مرد در شگفتی است ( شگفت زده است)

بعد ایام و شهور بعد از روزها و ماه ها

فی لیلة در شبی

مریم کانت تعبة. مریم خسته بود .

ولکن ... ذهبت الی غرفة العمل . ولی ... به اتاق کار رفت .

و بعد ساعة.... مریم شعرت بالنعاس .

و بعد از یک ساعت..... مریم احساس خواب آلودگی کرد .

و فی الصباح الباکر و درصبح زود

الوالد نهضَ لأداء الصلاة پدر برای به جای آوردن نماز برخاست (بلند شد) .

هناک ضوء ... من فی الغرفة ؟ السارق .... ! حتما .

روشنایی آنجا است .... چه کسی در اتاق است ؟ .دزد ..... ! حتما

فنظرَ الی الغرفة . پس به اتاق نگاه کرد ..

أخذ َ عصاه و ذهب بسرعة . فتح الباب بهدوء .......

چوبدستیش را برداشت و سریع رفت . درب را به آرامی باز کرد .

فنظر بدقة ... هذه مریم ؟ ... آه .. بنیّتی !

پس به دقت نگاه کرد ... این مریم است ؟ آه .. دخترکم !

 

[ شنبه 04 آذر 1391 ] [ 17:04 ] [ arabi20 ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عربی دوره ی راهنمایی به وبلاگ من خوش آمدید
امکانات وب


نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟