عربی 20
عربی دوره ی راهنمایی
نويسندگان

برای مشاهده به ادامه ی مطلب بروید


قواعد

هدف

درست کردن فعل نهي و فعل نفي

قانون

- «لا» هم علامت نفي است و هم علامت نهي.

- در نهي هنگامي که در اول کلمه «لا» را مي آوريم حرف آخر جمله را مجزوم مي کنيم يا نون عوض رفع آن را حذف مي کنيم.

- در نفي فقط «لا» را در اول کلمه مي آوريم و به باقي حروف دست نمي زنيم.

- نوني که براي جمع مؤنث است هيچ گاه حذف نمي شود.

- مانند : (تکتمونَ) نفي = لا تکتمونَ نهي = لا تکتموا

- در جمع مذکر،پس از حذف «ن» حرف «ا» مي گذاريم که البته خوانده نمي شود.

 

· نهي :

لا + فعل مضارع

 

با تغيير ضمه به سکون علامت جزم و حذف «ن» از آخر فعل (جز جمع مونث) Ü نهي

 


 

معنی روی درس*ناامید مباش*

درس ششم . ناامید مباش .

یسکن هذا الصیاد قرب البحر . این شکارچی (ماهیگیر) نزدیک دریا سکونت میکند . (لازم به توضیح است که کلمه ماهیگیر در زبان عربی میشه سمّاک . اما با توجه به مفهوم درس شما میتونید تو این درس از ترجمه ماهیگیر هم استفاده کنید . )

 

وفی الایام الاخیرة ما حصل علی شیء .

و در روزهای اخیر چیزی به دست نیاورد .

 

غداً سأذهب الی الصید . فردا به شکار خواهم رفت .

 

لا... لاتذهب . البحر فی هذه الایام خطرٌ .

نه .... نرو . دریا دراین روزها طوفانی است .

البحر خطر . دریا خطرناک است .

رجاء .. لا تذهب ... لاتذهب .. هناک خطر .

لطفا ... نرو ... نرو .. آنجا خطرناک است .

 

نعم ! لا تحزن ... إنّ الله معنا .

بله ! ناراحت نباش . قطعا خدا با ما است . (همراه ما است )

 

نحن نصبر ... الرزق مِن عند الله .

ما صبر میکنیم . روزی از جانب خدا است .

 

لا... لاشیءَ عندنا ، نحن جائعونَ . نه... هیچ چیزی نداریم ؛ ما گرسنه ایم .

 

توکلّنا علی الله .... سأذهبُ . توکل ما برخداست . خواهم رفت .

 

الصیاد عزم علی الذهاب . شکارچی تصمیم به رفتن گرفت .

 

یازوجتی، نعم ... ! هذا عمل خطر .

ولکن .... لا تیأسی ... لاتحزنی .. لاتقلقی ... إنّ الله معنا .

ای همسرم ، بله .... ! این کار خطرناکی(کاری خطرناک) است .

ولی ... ناامید مباش .. ناراحت نباش .. نگران مباش ... قطعا خدا همراه ما است .

 

یا مریم ، یا هدی ، لا تقلقا ! ای مریم ، ای هدی ، نگران نباشید !

 

اِعملا الاعمال الیومیة و لا تشعرا بالضعف .

کارهای روزانه (روزمره) را انجام دهید و احساس ضعف نکنید .

 

یا ایمان و یا امیر ، لاتترکا الاعمال و لا تقلقا!

ای ایمان و ای امیر ، کارها را رها نکنید و نگران نباشید .

 

أنا سوف أرجعُ ... إن شاء الله .

من برخواهم گشت .... اگر خدا بخواهد (ان شاء الله)

 

فی البحر در دریا

 

ماذا أفعل ؟ لا شیء َ فی البحر ؛ أین الاسماک ؟

چکار کنم ؟ هیچ چیزی در دریا نیست . ماهی ها کجا هستند ؟

 

کأنّ الشبکة قد ثقلتˆ . ... نعم ... نعم

مثل اینکه (گویا) تور سنگین شده است ... بله .. بله ..

(حواستون باشد کلمه کأنّ با کان فرق داره . )

 

ماهذه ؟ این چیست؟

هل هذه سمکة .؟ .... أم حوتٌ ؟

ایا این یک ماهی است ؟ ... یا یک نهنگ است ؟

 

نعم .... الحمدلله . بله ... سپاس مخصوص خداست . (خداروشکر)

 

أیها الرجل؛ لاتترک الحبل ! لاتشعر بالضعف .

ای مرد ؛ ریسمان (طناب) را رها نکن . احساس ضعف نکن .

 

عزم علی الرجوع . تصمیم به برگشتن گرفت .

 

ظهرت سحابة سوداء فی السماء و عصفت الریاح بشدة .

ابر سیاهی در آسمان آشکار شد(ظاهرشد) و بادها به شدت وزیدند .

 

بعد لحظة ، هجم حوت . لحظه ای بعد ، نهنگی حمله کرد .

 

الهی ؛ مادا افعل ؟ خدایا ؛ چکار کنم ؟

یا الله ... لا معبودَ سواک ای خدا .... به جز تو هیچ معبودی نیست .

 

ارحمˆ عبدک الضعیف . به بنده ضعیفت ( ناتوانت ) رحم کن .

 

ثمّ سقط سپس افتاد

 

فی القریة در روستا

 

یئس اهل القریة من رجوع الصیاد .

اهالی روستا از برگشتن شکارچی ناامید شدند .

 

فی الیوم التالی در روز بعد

رأی الناس زورقا من بعید ... ذهبوا الی الساحل

مردم قایقی را از دور دیدند ..... به ساحل رفتند

 

الصیاد مجروح و سمکة عظیمة فی شبکته .

شکارچی زخمی بود و ماهی بزرگی در تورش بود .

 

فحملواالصیاد الی القریة پس شکارچی را به روستا بردند (حمل کردند)

 

و بعد یوم و بعد از یک روز

جاء اهل القریة لزیارة الصیاد . فقال الصیاد :

اهالی روستا برای دیدن شکارچی آمدند . پس شکارچی گفت :

 

کانت هذه رحلة عجیبة . فیها تجارب کثیرة .

این سفری شگفت انگیز بود . تجربه های بسیاری در آن بود .

 

لاتشعروا بالضعف عند مواجهة المشاکل . هنگام رویارویی با مشکلات احساس ناتوانی نکنید .

لاتقنطوا من رحمة الله . از رحمت خدا ناامید نشوید .

 

یا اخواتی ؛ لاتغفلن عن ذکر الله ! ای خواهرانم ؛ از یاد خدا غافل نشوید !

 

فإنّ ذکر الله أنیس اوقات الوحشة . لا تیأسن َ .

پس بدرستی که یاد خدا مونس اوقات تنهایی است .

 

فإنّ الیأس من الشیطان . پس همانا ناامیدی از سوی شیطان است .

 

تمارین

تمرين هاي درس ششم

1 - با توجه به متن درس در مقابل پاسخ صحيح علامت بگذاريد.

الف ) هل طَلَبَ الأولادُ مِنْ والدِهِم الذّهابَ للصَّيد؟

۱ – نعم ۲ – لا

ب ) أحصَلَ الصّيادُ علي الصّيد؟

۱ – نعم ۲ – لا

ج ) متي عَصَفت الرّياح؟

۱ – قبلَ ظهورِ سحابةٍ سَوداءَ

۲ – بعد صَيْدِ الحوتِ

د ) ما هي نتيجةُ القصّةِ ؟

۱ – کان الصّيادُ خائفاً

۲ – اليأسُ في الحياة سُمُ

 

2 - فعلهاي مناسب را براي عبارات زير پيدا کنيد.

الف ) .... الباطل و ... الحقّ . ۱ – لا تَشربي

ب ) .... الا الله . ۲ – لا تذکروا

ج) .... علي الأصدقاء . ۳ – لا تغضبوا

د) .... الماء کثيراً . ۴ – لا تکتموا

۵ – لا تعلموا

 

3 - جاي خالي را با کلمات مناسب پر کنيد:

الف ) .... الحق بِالباطل . ۱ – لا تَقْربوا

ب) ..... إن الله مَعَنا . ۲ – لا تقنطوا

ج) ..... إلا الله . ۳ – لا تَلْبسوا

د) ..... مالَ اليتيم. ۴ – لا تعبدوا

ه) .... من رحمة الله. ۵ – لاتحزَنْ

 

 

 

پاسخها:

 

درس 6

الف

ب

ج

د

ه

تمرين۱

2

1

1

2

2

تمرين2

۱-۵

2

3

1

 

تمرين3

3

5

4

1

 

2

 

لغات

کلمات جديد

اُسماک = جمع سمک: ماهي

أم = يا

تَيأس = نااميد مي شوي

تَفْلَقُ = نگران مي شوي

تکتمون = پنهان مي کنيد

ثَقُلَتْ = سنگين شد

حَبْل = طناب – ريسمان

حصل = به دست آورد

حوت = ماهي بزرگ، نهنگ

خطر= خطرناک

ذهاب = رفتن

رجاء = لطفاً

رحلة = کوچ، سفر

رياح = ج ريح: باد

زَروق = قايق

سحابة = ابر

سُم= سم، زهر

سواک = جز تو

سَوداء = سياه

شبکة = تو

عَزَم = تصميم گرفت

عَصَفت = وزيد

قُرْب = نزديک

قَنَط= نااميد شد

لا تَقنطوا = مأيوس نشويد

لَبَسَ= آميخت، مخلوط کرد

لا تلبسوا = مياميزد

هائج = مواج، طوفاني

وحشتة= تنهايي

يَسکُن = سکونت مي کند

يئسَ= نوميد شد، مأيوس شد

[ شنبه 04 آذر 1391 ] [ 17:02 ] [ arabi20 ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عربی دوره ی راهنمایی به وبلاگ من خوش آمدید
امکانات وب

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران